شام عزا

بازدید :208
چهارشنبه 27 آذر 1398زمان :16:28
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

معرفي کتاب مرگ فروشنده

اثر آرتور ميلر

درباره‌ي نويسنده

آرتور اشر ميلرنويسنده، نمايشنامه‌نويس و مقاله‌نويس آمريکايي بود. نام ميلر به مدت ?? سال در فهرست مشاهير دنياي ادبياتو نمايش مي‌درخشيد؛ از ميلر نمايشنامه‌هاي درخشان بسياري چون همه پسران من، چشم‌اندازي از پل، قيمت و مرگ فروشندهبه‌جاي مانده است که هنوز هم به‌طور وسيع به اجرا درمي‌آيند.

ويلي لومان ?? سال است که حرفه‌ي فروشندگي را پيش‌گرفته است. او حالا ?? ساله است و ديگر مانند قبل کارايي ندارد. ويلي حالا ديگر آينده‌اي ندارد تا بدان اميدوار باشد و چاره‌اي ندارد جز آنکه با گذشته‌اش روبه‌رو شود؛ گذشته‌اي که مايه‌ي تأسف و نااميدي است و ويلي را در هم مي‌شکند. درنهايت ويلي دست به اقدامي شجاعانه ميزند اما اين سؤال مطرح است که آيا ويلي حقيقتاً قهرمان است يا احمقي است که تنها خودش را فريب مي‌دهد؟

اين داستان، شاد نيست. داستاندرباره‌ي خانواده‌اي است غرق در مشکلات؛ درباره‌ي پا به سن گذاشتن است و درباره‌ي سال‌ها سخت‌کوشي و درنهايت دست نيافتن به هيچ‌چيز و کنار گذاشته شدن. مرگ فروشنده داستان آرزوهاي بزرگي است که هيچ‌گاه محقق نمي‌شوند؛ داستان خيانتو داستان رابطه‌ي سرد ميان پدر و پسر. مرگ يک فروشنده داستان يک پدر است. اين پدر چه‌کار مي‌کند؟ بي‌قرار است چراکه شغلش را ازدست‌داده، پيوندش را با همه‌چيز، حتي با فرزندانش ازدست‌داده و گرفتار خيالات خود شده است.

با پيش رفتن در داستان تراژديحقيقي ذره‌ذره خود را نشان مي‌دهد. اين کتاب از آن دسته آثاري است که بايد بيش از يک‌بار مطالعه شود تا به‌درستي درک شود. مرگ فروشندهخواننده را عميقاً تحت تأثير قرار مي‌دهد و اين در حالي است که مطالعه‌اش چندان خوشايند نيست. اين اثر در قالب نمايشنامهنوشته شد و واضح است که بازيگران بسياري آن را روي صحنه برده‌اند؛ اما نخستين بار ?? جولاي ???? بود که مرگ فروشندهدر لاندن تيِتر روي صحنه رفت.

ليندا (صداي ويلي را از بيرون اتاق مي‌شود، با اندکي لرزش صدا مي‌کند): ويلي!
ويلي: همه‌چيز روبه راهه. برگشتم.
ليندا: چرا؟ چي شده؟ (مکث کوتاه) اتفاقي افتاده ويلي؟
ويلي: نه. چيزي نشده.
ليندا: تو که با ماشين تصادف نکردي مگه نه؟
ويلي (با کمي خشم): گفتم که چيزي نشده. مگه نمي‌شنوي؟
ليندا: حالت خوبه؟
ويلي: به حد مرگخستم. (صداي موسيقي کم و کمتر مي‌شود. ويلي کنار ليندا دراز مي‌کشد، کرخ و بي‌حس) نتونستم. نتونستم ليندا… ???

ويلي لومان درست ماند همه‌ي ما مي‌خواهد موفق باشد. گرچه در ابتدا اين‌گونه به نظر مي‌رسد که ويلي يک شکست‌خورده‌ي تمام‌عيار است اما بايد گفت که با پيش رفتن در داستان متوجه خواهيم شد که اين شکست ويلي از سر بددلي و کم‌کاري نيست که از سر غفلت است. به گمان ويلي موفقيت در زندگي به داشتن ثروت است و راه رسيدن به ثروت، محبوبيت است. ويلي به‌جاي تلاش و پند گرفتن از اشتباهات گذشته، سعي دارد راه رسيدن به موفقيت را ميانبر بزند و همين دليل آن مي‌شود که درنهايت نه دوستي داشته باشد و نه پولي. فروشنده‌اي درون ويلي است که دائم در گوشش مي‌خواند «ارزش تو به آن چيزي است که مي‌فروشي» و مشکل هم همين‌جاست. ويلي نمي‌تواند چيزي بفروشد. او بي‌ارزش است.

ميگويند که غفلت يک نعمت است و اين نمايشنامه تماماً درباره‌ي ويلي است؛ ويلي با همه‌ي وجودش تلاش مي‌کند، حتي تا مرز ديوانگي پيش مي‌رود تا خود را رويارويي با واقعيت دور نگاه دارد؛ واقعيت اين‌که ويلي دروغ مي‌گويد، تقلب مي‌کند، دوستي ندارد و به درد هيچ کاري نمي‌خورد.

آنچه اين نمايشرا تا اين اندازه درخشان مي‌کند اين موضوع است که هرکدام از شخصيت‌هاي نمايش تجسم يکي از ابعاد شخصيت ويلي است. همسر ويلي همان‌گونه با او رفتار مي‌کند که ويلي آرزو دارد جامعه با او رفتار کند، دو پسر او مي‌خواهند درست شبيه به او باشند و آن زمان که ويلي متوجه اين موضوع مي‌شود اميد و آرزوهايش از بين مي‌روند و پسر همسايه‌اش هر چيزي را که ويلي و دو پسرش در طلب آن هستند دارد. از همين روي، مشاهده‌ي رفتار و نحوه‌ي برخورد ويلي با اين افراد به‌غايت جالب است. از ديگر نکات مثبت اين نمايشنامه ديالوگ‌هاي بسيار خوب آن است.

?? سالم که بود به جنگل قدم گذاشتم و وقتي ?? سالم شد اومدم بيرون؛ و به خدا قسم که پولم از پارو بالا مي‌رفت.

اين کتاب توسط انتشارات بيدگل و با ترجمه‌ي حسن ملکي منتشر شده است که مي‌توانيد به‌راحتي آن‌را از سايت کاواکخريداري نماييد .

https://www.cavack.com/Item/35279



مشاهده پست مشابه : کتاب جنگ‌هايي که دنيا را تغيير دادند
بازدید :193
دوشنبه 18 شهريور 1398زمان :0:57
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

کتابهنر خوب زيستن

52 ميانبر براي آرامش، ثروت و موفقيت

کتابهنر خوب زيستن(The Art Of The Good Life)، مجموعه‌اي از ابزارهاي کاربردي براي يک زندگي خوباست. پنجاه و دو ترفند براي رسيدن به شادکامي، از دوري گزيدن بدون احساس گناه از فناوري‌هاي روز گرفته تا پرداخت سرخوشانه جريمه‌هاي پارک ممنوع که هدف‌شان ياري به شما در رسيدن به خشنودي و شادکامي است. اين نکته‌ها شايد نتوانند تضمين‌کننده يک زندگي خوب باشند، اما دست‌کم شانس بيشتري براي رسيدن به آن را در اختيارتان مي‌گذارند (چيزي که هم‌ي ما خواهانش هستيم.) از روزگاران قديم، انسان‌ها همواره از خودشان پرسيده‌اند معناي داشتن يک زندگي خوب چيست؟ چطور بايد زندگي کنيم؟ اجزاي تشکيل‌ دهند‌ي يک زندگي خوب چه هستند؟ نقش تقدير در اين ميان چيست؟ نقش پول چطور؟ آيا چگونگي برخورداري از يک زندگي خوب پرسشي ذهني يا مربوط به در پيش گرفتن نگرشي خاص است؟ يا اين‌ که مقصود از آن رسيدن به هدف‌هاي مشخصي در زندگي است؟ آيا بهتر است که فعالانه در جست‌وجوي شادي باشيم، يا اين‌که صرفاً از غم و ناراحتي دوري کنيم؟

هر نسلي به شکلي متفاوت با اين پرسش‌ها مواجه مي‌شود اما پاسخ‌ها همواره به‌طور اساسي مأيوس‌ کننده‌اند؛ چون ما دائماً در تلاش براي رسيدن به يک اصل يا يک قانون واحد هستيم؛ در حالي‌ که چنين نوش‌دارويي وجود خارجي ندارد. دنيا آن‌قدر پيچيده‌ است که خلاصه‌ کردنش در يک نظريه يا تعدادي اصل علمي غيرممکن است. آن‌چه بايد براي خوبزيستنرخ‌ دهد در ذهن ما است. ما به يک جعبه‌ ابزار ذهني نياز داريم، مجموعه‌اي متشکل از ابزارهايي که امکان فهم بهتري از جهان را به ما مي‌دهند. رولف دوبلي (Rolf Dobelli) از اين موهبت برخوردار است که مي‌تواند بهترين ايده‌هاي دنيا را بيابد و آن‌ها را به گونه‌اي با يکديگر ترکيب کند که ارزش نهايي مجموع آن‌ها از ارزش تک‌تک آن اجزا بيش‌تر شود. او در کتابهنر شفاف انديشيدننيز چنين کرده بود و حالا آن را در هنرخوب زيستننيز تکرار کرده است.

در بخشي از کتابهنر خوب زيستن مي‌خوانيم:

هر هفته، پانزده دقيقه از وقت خود را صرف تمرکز بر روي خطرات فاجعه‌بار احتمالي کنيد که ممکن است در زندگي‌تان پيش بيايد. سپس همه‌چيز را فراموش کنيد و در بقيه‌ي هفته، خوش‌حال باشيد و به چيزي فکر نکنيد. به آن کاري که در آن پانزده دقيقه انجام مي‌دهيد، در اصطلاح پيش‌مرگ مي‌گويند. براي مثال تصور کنيد که ازدواجتان به وضعيت بحراني رسيده، ورشکسته شده‌ايد و حتي يک سکته‌ي قلبي هم کرده‌ايد. حال بايد برگرديد به تحليل فرآيندي بپردازيد که باعث بروز چنين فجايع (خيالي) شده‌ است. بايد دقيقاً عاملان اصلي را پيدا کنيد. در گام نهايي بايد اين مشکلات را شناسايي کنيد. به اين ترتيب بدترين حالت فجايع ديگر هيچ‌وقت در زندگي شما رخ نمي‌دهند.

اين کتاب توسط انتشارات مهرگان خرد و با ترجمه‌ي اميد کريم‌پور و علي نصرالهي منتشر شده است. خريد کتاباز کاواک



مشاهده پست مشابه : کتاب تمام نورهايي که نمي‌توانيم ببينيم
برچسب ها کتاب, هنر, خوب, زیستن,
درباره ما
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
آرشیو
خبر نامه


معرفی وبلاگ به یک دوست


ایمیل شما :

ایمیل دوست شما :



چت باکس




captcha


پیوندهای روزانه
  • آرشیو لینک ها
آمار سایت
  • کل مطالب : 79
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 4
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 248
  • بازدید کننده امروز : 92
  • باردید دیروز : 38
  • بازدید کننده دیروز : 33
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 432
  • بازدید ماه : 403
  • بازدید سال : 3090
  • بازدید کلی : 37575
کدهای اختصاصی